ميرزا حسن حسينى فسايى
527
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
حكام و امرا روانه داشت و طهماسب قلى خان جلاير « 1 » صاحباختيار عراق عجم را با سپاه عراقى ، مأمور فرمود كه در دشستان فارس به يكديگر ملحق گشته به دفع فتنه محمد خان پردازند و لشكر نايب السلطنه وارد سرمنرآى « 2 » شده ، شرفاندوز زيارت آن ناحيه مقدسه گشته روز ششم جمادى - دويم « 3 » وارد ناحيهء بغداد شده ، در سنگر قديمى ايرانى نشستند و احمد پاشا والى بغداد بعد از سه روز از در عجز درآمده ، طلب امان نمود و در باب مصالحهء دولتين اظهار كفالت و وكالت نمود و حضرت نايب السلطنه مسئلت او را اجابت فرمود ، پس احمد پاشا « 4 » ، ارقام به قانون دولت عثمانى به پاشايان گنجه و ايروان و تفليس نگاشته كه هر يك ايالت خود را به امناى دولت عليه ايرانى سپرده باشد و چون در سفر سابق نواب نايب السلطنه ، توفيق زيارت كربلاى معلى و نجف اشرف را نيافت در اين وقت بلافاصله عازم زيارت آستانه كاظمين ( ع ) گشته ، بعد از اداى لوازم زيارت به صوب كربلاى معلى و نجف اشرف حركت نمود « 5 » و بعد از ورود و التثام عتبه عليه حسينيه و آستانهء مباركه علويه ، على صاحبهما الف ثناء و تحيه بازگشت به ظاهر بغداد نمود و روز پانزدهم ماه رجب همين سال [ 1146 ] : در اشتداد سردى زمستان از ظاهر بغداد كوچيده ، توپخانه را از راه خرمآباد فيلى روانه اصفهان فرمود و خود به جانب دزفول نهضت نمود و با فوجى از راه بيابان به جانب هويزه شتافت و سه روز به نظم مهمات آن نواحى پرداخت ، پس تشريففرماى شوشتر شده ، ابو الفتح خان نايب محمد خان بلوچ را به دست آورده ، فرمان قتل ابو الفتح خان و تاراج بلده شوشتر صادر گرديد و بعد از غارت شوشتر و قتل آن بداختر ، از رامهرمز گذشته ، وارد بهبهان گرديد و كلانتر بهبهان كه سر در اطاعت محمد خان درنياورده بود ، مورد عنايت گرديد و خبر رسيد كه محمد خان از شيراز به جانب شولستان حركت كرده است و نواب نادر نايب السلطنه ، بر جناح استعجال از بهبهان نهضت نمود و اسمعيل خان خزيمه و طهماسب قلى خان جلاير « 6 » را كه براى نظم كوهگيلويه در قصبه دهدشت توقف داشتند احضار فرموده ، در منزل دوگنبدان به اردوى نادرى ملحق شدند و محمد خان بلوچ با پانزده هزار نفر سپاه در نزديكى سراب سياه در بند شولستان كه دو جانب آن ، دو كوه بلند است ، سنگر بسته ، در پشت آن نشست و روز ديگر موكب نايب السلطنه ، از صحراى باشت « 7 » باوى « 8 » گذشته در نيم فرسخى دربند نزول نمود و روز ديگر سپاه ظفرپناه ، يورش بردند و از دو جانب دربند كوه را گرفته ، شكست بر دشمن انداختند و محمد خان فرار كرده به شيراز آمد و عيال خود را از قلعه شيراز برداشته ، از راه جهرم ، عازم لارستان گرديد « 9 » و طهماسب قلى خان جلاير با فوجى از سواران خراسانى مأمور گشته ، بعد از دو روز
--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 220 . ( 2 ) . ( نادر از خرماتو عازم سرمنرآى شد ) . جهانگشاى نادرى ، ص 221 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 221 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 221 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 221 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 225 . ( 7 ) . دهى است از دهستان پشت كوه در 5 كيلومترى شمال راه بهبهان به كازرون . ( فرهنگ جغرافياى ايران ، ج 7 ) . ( 8 ) . در كتاب فرهنگ جغرافيائى ايران : باشت و يا بوئى - در فارسنامه ناصرى باوى جزو كوهگيلويه است . ر ك : بخش دوم همين كتاب ، و ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 540 . ( 9 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 225 .